به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، استاد علی اکبر رشاد، رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه استان تهران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بیانیه ای هشدارآمیز و قدرشناسانه، خطاب به مسئولان دیپلماسی، امنیّتی و نظامی کشور در شرایط خطیر امروز، آورده است؛
بسم الله قاصم الجبارین و مبیر الظالمین
حضرات آمران و عاملان معزز عرصههای دیپلماسی، امنیّت و نظامی! (نصرکم الله و رعاکم)
السلام علیکم بماصبرتم فنعم عقبی الدّار
به لطف الهی و همت و اهتمام شما عزیزان، امور تا اینجا بخوبی پیش رفته است؛ اینک در میدان «دست برتر با ماست» و آمریکا در تاریخ مشحون از جنگ و جنایت خود، نخستین بار است که شکست نظامی را در میدان نبرد تجربه میکند، از این رو: به او تا «تسلیم کامل» و «پذیرش شکست» امان ندهید، که این مقتضای رهنمود صریح قرآن است که فرموده: «فإذا لَقِیتُم الّذین کَفرُوا فَضرْبَ الرّقاب حتّی إذا أثخنتموهم فشُدّوا الوثاقَ، فإمّا منّاً بعدُ وَ إمّا فِداءً حتّیٰ تضَعَ الحربُ أوزارها …» (محمّد: ۴) و فرموده: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ» (البقرة: ۱۹۳)؛ اما: «رفتارشناسی» و «گفتارسنجی» سران مکار آمریکا و سردمداران غدار رژیم صهیونی از یک سو، و «تحرکات و لشگرکشی مجدد» مستکبران از دیگرسو، بطور قاطع و آشکار حاکی از آن است که جبهه کفر و استکبار در حال آماده شدن برای یک «تهاجم سنگین» علیه جزایر و سواحل خلیج فارس و گروگان گرفتن «اشغال موقت» آن برای خنثی کردن اثر اهرم کارآمد «مسدود شدن تنگه هرمز» است؛ شما با پشتیبانی مردم «شعورمند»، «شجاع»، «شریف» و «شهادتطلب»، انگاره «جنگ، بمثابه تهدید» را به انگاره «جنگ، بمثابه فرصت» تبدیل کردهاید و هدف و نتیجه جنگ را از راهبرد اعلام آمریکای متفرعن (یعنی: نابود توان هستهای ایران)، به راهبرد اعلامی از سوی ایران (رژیم حقوقی اداره تنگه هرمز) تغییر دادهاید.
آنک «مالک اشترهای انقلاب در یک قدمی خیمه معاویه زمان» شمشیر میزنند؛ «الحذر! الحذر! الحذر!» مبادا فریب حیله حیلهگران را بخورید که «علی تنها بماند»! (که بحمدالله شما تجسم هوشیاری و خودآگاهی تاریخی هستید) و مبادا اسیر وعدههای دروغین گردید که «حضرت مجتبی در خیمه بیوفایی زخمی شود»! (که بحمد الله شما نماد مروت و وفایید)
عزیزان من!
به نظر میرسد: انتشار مشتی «پیشنهادهای مشکوک، مبهم و چندپهلو» و تحقرآمیز با عنوان «شروط آتش بس»، از سوی آمریکا، در شرائط کنونی، جز ترفند و حیلت برای موارد زیر نیست:
یک) «اثرسنجی جنگ» تا اکنون و برآورد «میزان تابآوری و انعطاف شما» و «حدود توقعات ایران» در این مرحله از جنگ رمضان، در زمینه «باجخواهی آمریکا» و «امتیازگیری از آمریکا».
دو) «انحراف اذهان شما از دسیسههایی که اندیشیدهاند» و قصد اجرای قریب الوقوع آن را دارند، برای «احیای هیمنه از دست رفته» ببر کاغذی آمریکا، و یافتن راهی برای «نجات از حال استیصال» که گرفتار آمده و خروج از «بن بست شرمساری بیدستآوردی» و ساختن یک «پیروزی غوغاپایه» فریبنده و توجیه کننده «جنگ بیدلیل».
سه) «خلق فرصت» برای «بازسازی لشگر فروپاشیده» و «نفَس تازه کردن» آن جهت «حمله دوباره» به جمهوری اسلامی.
لهذا: اگر شرایط آتش بس فراهم گشت، لازم است با دغدغه و دقتی درخور و فراخور، به موارد زیر توجه بفرمایید:
۱ـ از مهمترین شروطی که باید مورد توجه قرار گیرد این حقیقت است که جنگ جاری دو طرف دارد: در یک سو «آمریکا، رژیم صهیونی، برخی دولتهای غربی و کشورکهای سرسپرده حاشیه خلیج فارس» و در سوی دیگر «ایران و همه ارکان جبهه مقدس مقاومت»؛ از این رو: برای پایان دادن به جنگ رمضان، باید جریان دشمنان ما به پارهای تعهدات (مشترک و مختص، بسته به موارد) در قبال ایران و هر کدام از ارکان جبهه مقاومت (مشترک و مختص، همچنین بسته به موارد)، براساس اعلام مقامات ایران و ارکان جبهه مقاومت، تن در دهد.
۲ـ امر بس مهم دیگر «شرط تضمین عدم تکرار تعدی» به ایران و هر کدام از ارکان جبهه مقاومت و پایان دادن به چرخه: باطل «حمله، توقف آتش، مذاکره و حمله …»؛ اولین عنصر تضمینکننده اطمینانبخش از عدم تکرار این چرخه باطل، «برچیده شدن پایگاههای غربیها» از منطقه و «اخراج آمریکا» از آن و «نفی نفوذ و حضور صهیونیستها» در جغرافیای اسلامی است؛ بدون تحقق این امر هیچ تضمینی برای «عدم تکرار» جنایت شیطان بزرگ آمریکا و نوچه خونخوارش رژیم جعلی صهیونی به ایران و جبهه مقاومت و دیگر سرزمینهای اسلامی وجود ندارد.
۳ـ امر مهم دیگر: «اعلام آمریکا بهعنوان آغازگر جنگ» و پذیرش پرداخت «غرامت جنگ تحمیلی دوم و سوم»، با محاسبه خسارتهای مادی و معنوی، براساس نرخ جهانی بطور دقیق، غیرقابل خدشه و با تضمین بین المللی است.
۴ـ تعهد آمریکا به «پرهیز از هرگونه دخالت و اظهارنظر» در امور داخلی ایران، به ویژه صنعت هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی و توان دفاعی و امتداد فرامرزی انقلاب اسلامی؛ زیرا به حکم «قاعده إعداد» و با توجه به تغییرات فوق العادهای که در پی جنگ جاری در زمینه «موقعیت و منزلت جهانی ایران» در سطح راهبردی فراچنگ آمده و جمهوری اسلامی به «قدرت قارهای نوظهور» بدل شده است، استلزامات آن باید در زمینههای مختلف از جمله بهرهمندی از سلاحهای راهبردی پذیرفته شود.
۵ـ «الغاء کامل انواع تحریمهای جعل و اعمال شده» نسبت به نهادها و اشخاص در جمهوری اسلامی و همه ارکان جبهه مقدس مقاومت و نیز «آزادسازی منابع مسدودشده» و برگرداندن اموال مصادره شده ایران طی دهههای اخیر.
۶ـ «استرداد مجرمانی» که در حوادث تروریستی و براندازانه مشارکت مؤثر داشتهاند و یا در پناه دولت جانی آمریکا و سایر کشورهای متخاصم و دولتهای منطقه، به خیانت و جنایت علیه ایران و ایرانیان ادامه میدهند.
۷ـ «پذیرش رسمی بینالمللی حاکمیت» جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و رژیم حقوقی و مدیریتی که ایران برای آن تعریف میکند.
۸ـ پس از برچیده شدن پایگاهها و تعطیل انواع ترفندهای نفوذ و دخالت آمریکا و رژیم جعلی در شئون ایران، منطقه و جبهه مقاومت، ایران نیز نسبت به «حمایت از امنیت کشورهای مسلمان منطقه» در قبال تهدید از سوی قدرتهای غریبه، شرایط لازم را فراهم میآورد.
والسلام علی عبادالله الصّالحین.
علیاکبر رشاد











نظر شما